SEO) و رسانه ی اجتماعی آسان بود  و ترافیک رایگان از طرف گوگل و فیس بوک فراوان و مطمئن . اکنون اگر چه بازاریابی رسانه ی اجتماعی و جست و جو  هنوز مهم است، دوران ترافیک رایگان و راحت به سر رسیده است.

امروزه ترافیک با کیفیت و مطمئن  وب سایت مانند نان و بنزین خرید و فروش می شود. اگر منبع مطمئن بنزین می خواهید ، به پمپ بنزین می روید و آن را می خرید. به طور مشابه ، ترافیک مطمئن وب سایت  یک کالا محسوب می شود .اگر قصد بازاریابی کلان دارد باید به فروشگاه ترافیک بروید و آن را بخرید. اینترنت  هیچ گونه کمبودی  در فروشگاه ترافیک ندارد (گوگل ، فیسبوک، بینگ، پینترست، یوتیوب، اینستاگرام و…) که البته آن ها بیش از حد ، تمایل دارند  که ترافیک با کیفیت بالای وب سایت  را با قیمتی مناسب به شما بفروشند.

محصول محوری:

تمرکز بیشتر کسب و کارهایی که در حال بازاریابی هستند، روی محصول است ، اگر چه کسب و کارهایی گه در رقابت دوام می آورند  هرگز اجازه نمی دهند  کسب و کارشان را محصولی که می فروشند ، تعریف کند . آن ها خودشان را با بازاری که در آن خدمت می کنند، تعریف می کنند.

برای مثال در دهه 1920 ، یک طراح مد فرانسوی و یک تاجر خانم ، تصویر یک لباس ساده مشکی را در مجله ووگ منتشر کردند. تا قبل از این زمان ، لباس مشکی فقط در عذاداری استفاده می شد. از آن زمان بود که لباس مشکی، جز جدا نشدنی لباس های تعداد زیادی از خانم ها شد. طراح مد فرانسوی ای  که آن عکس را منتشر کرد، کوکو شنل ، بنیان گذار برند شنل بود.

هر چند شنل تعداد بسیار زیادی  لباس مشکی فروخته است ، اجازه نداده با این محصول به یادماندنی تعریف شود. در عوض، شنل هر چیزی، از لباس و جواهرات گرفته تا عطر و ادکلن و محصولات مراقبت پوست را به همه خانم های اهل مد ارائه می دهد.

یک محصول باعث کارآمدی یک کسب و کار نمی شود . افرادی را که به آن ها خدمت می کنید شناسایی و از آن بازار حمایت کنید. این کار را با ساخت محصولات و خدماتی که مشتریان نیاز دارند یا درخواست داده اند، انجام دهید.

دنبال کردن معیار های اشتباه:

بازاریابی دیجیتال تقریبا تا یک خطا، قابل ردیابی است . برای مثال می توانید با استفاده از گوگل آنالیتیکس میزان فروش به افرادی که سه شنبه ها از وب سایتتان  در تهران  با گوشی آیفون بازدید می کنند، تعیین کنید. هرچند این داده ممکن است با کسب و کارتان  کاملا مرتبط باشد، هر کسب و کاری باید دو معیار  فراگیر را دنبال کند.؛ هزینه اکتساب (COA)و ارزش میانگین مشتری(ACV).

«هزینه اکتساب » مقدار پولی است که برای به دست آوردن  یک مشتری هزینه می کنید .برای مثال فرض کنید فروشنده پیراهن مردانه اید و مشتریان جدید از طریق تبلیغات اینستاگرام  به دست آورده اید. تحمین میزنید که 10 هزار تومان  هزینه است که بابت به دست آوردن  هر مشتری جدید  از طریق تبلیغ صرف می شود. به این ترتیب مشخص کرده اید که هزینه ی اکتساب  برای این پیشنهاد 10 هزار تومان است.

حال قصد دارید ارزش میانگین مشتری برای همین پیراهن را محاسبه کنید. برای این کار روش های مختلفی وجود دارد ؛ اما معیار  مورد علاقه ما محاسبه ارزش آنی یک مشتری جدید است. در مثال قبل ، اگر سود خالص ( فروش منهای مخارج) هر پیراهن جدید 40 هزار تومان باشد و به طور میانگین  هر مشتری جدید 2 پیراهن بخرد ، هر مشتری برای کسب و کارتان 80 هزار تومان سود به ارمغان می آورد . این خبر خوبی است ؛زیرا نشان می دهد  که این کسب و کار می تواند  مشتریان جدیدی را با این پیشنهاد  به دست آورد و کمپین بازاریابی را به نقطه ای بی سود و زیان ( نقطه ای که فروش  با مخارج برابر شود) برساند . هر گونه فروش اصافه ای  که مشتریان حدید انجام می دهند . به سود اضافی  برای کسب و کار می انجامد.

زمان و مکان برای عمیق شدن در اعداد و ارقام وجود دارد؛ ولی همیشه  به یاد داشته باشید میزان هزینه ای که برای به دست آوردن یک مشتری صرف می کنید و ارزش میانگین  که مشتری حدید با خود  به همراه می آورد. مهم ترین معیار برای دنبال کردن است .

ساخت دارایی روی زمین دیگران :

اگر چه فیسبوک و توییتر  دسترسی به میلیارد ها انسان از اقصانقاط جهان را ممکن کرده است ، معطوف کردن 100 درصد توجهتان بر ساخت مخاطب روی این بستر ها خطرناک است. این بستر ها توانایی و اراده تغییر قوانین خود را هر چند وقت یک بار دارند  و این تغییرات ممکن است به نفع کسب و کار شما نباشد.

در عوض، بر ساختن دارایی های رسانه ای خود تمرکز کنید؛ به خصوص راه اندازی و طراحی سایت . قطعا باید روابطی روی شبکه های اصلی مانند فیسبوک  و توییتر و یوتیوب بسازید ؛ اما آماده انتقال این روابط به دارایی هایی باشید که کنترل بیشتری روی آن ها دارید.

تمرکز بر تعداد به جای کیفیت محصول :

حقیقت این است که اینترنت دیگر به یک پست وبلاگ یا پادکست یا ویدئو یوتیوب نیاز ندارد. خیلی ها درباره میزان محتوایی که هر روزه به اینترنت اضافه می شود، قلم فرسایی کرده اند. میزان این محتواها بسیار زیاد است . رسانه های اجتماعی و صندوق ورودی ایمیل هایمان با محتوا پر شده است.

اینترنت خالی از محتوا بی نظیر است . اگر توانایی تولید آن را دارید ، کششی از آن دریافت خواهید کرد که شما را از بقیه متمایز خواهد کرد . به جای اینکه برای ساخت 10 پست جدید وبلاگ وقت بگذارید ده برابر زمان برای ساخت پستی بی نظیر صرف کنید. سپس، با خرید ترافیک ، مخاطبان را مجبور کنید به شاهکارتان  چشم بدوزند و بتوانید توجهشان را جلب کنید.

هم سو نکردن اهداف بازاریابی با اهداف فروش :

اگر کارمند بانک یا مالک شرکتی باشید که بخش های فروش یا بازاریابی دارد ، قطعا دیده اید  که این دو گروه همیشه هم نظر نیستند . بخش های فروش و بازاریابی  دائما با هم می جنگند که دلیل آن نداشتن اهداف یکسان است. بازاریابان همواره به موضوعاتی مانند« آگاهی» فکر می کنند؛ درحالی که بخش فروش ، به فروش خوب فکر می کنند. تیم بازاریابی از وعده های زیاد و ارائه های کم بخش فروش ناراضی است  و بخش فروش هم از مخاطبانی که آمادگی فروس محصول به آن ها وجود ندارد و تعداد اندکشان ، ناراضی هستند.

راه حل این مشکل آن است که هر دو تیم به باوری یکسان برسند.

لازم است هر دو بخش بدانند که سمت های مختلفی از یک تیم را دارند و اینکه  هدف ، فروش یا آگاهی نیست، بلکه داشتن یک مشتری خوشحال و موفق است .برای دستیابی به این هدف ، بازاریابان باید آگاهی  و مخاطب  به وجود آورند و فروشندگان باید مخاطبان را نهایی کنند ؛ ولی اگر تجربه  مشتری نارضایتی باشد، همگی شکست خورده اند.

اجازه دادن به «اشیای نورانی» برای پرت کرن حواس شما:

این اشتباه که بیشتر از بقیه رخ می دهد ، مسئول نابودی کسب و کارهایی است که کارشان را آنلاین بازاریابی می کنند. کانال ها و ابزار و تاکتیک های جدید ، همه روزه به این صنعت سریع و پیشرو اضافه می شود. بهترین کار این است که  که به آن ها بی توجه باشید. بازاریابی دیجیتال بیشتر درباره بازاریابی است نه دیجیتال.

به جای اینکه چیزهای جدید حواستان را پرت کند روی چیزی که همیشه جواب داده است ، تمرکز کنید. روی به دست آوردن مشتریان جدید تمرکز کنید، با پیشنهاد های عالی  و حمایت از تلاش ها از طریق محتوای با کیفیت  و یک استراتژی خوب ترافیک ، روی بهبود ایمیل ها، محاسبات و بهینه سازی کمپین تان تمرکز کنید.

کلام پایانی:

به هیچ وجه کار را به تاخیر نیندازید. تمرین را شروع کنید و اصولی را که مقاله یاد گرفته اید، به کار بگیرید و در این راه تجربه کسب کنید. زیبایی بازاریابی در محیط دیجیتال این است  که هیچ کدام از کارهایتان دائمی نیست. تقریبا همه کمپین هایی  که ساخته اید به راحتی با چند کلیک  قابل تغییر است. هنگامی که رقیبتان  روی « گزینه بزرگ بعد» تمرکز کرده است شما روی اصول متمرکز شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5/5